محمد يوسف ناجى
21
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )
امر به معروف و نهى از منكر و مدافعه اهل خلاف بر خود لازم و واجب مىدانند كه نشر فضايل اهل بيت و تديّن به دين ايشان شود و دعوت نمودن به آن و منع منكرات را » . نكته اخير بدين معناست كه سلاطين شيعه مىتوانند با عمل بر اساس امر به معروف و نهى از منكر مشروعيت يابند . اين نكته بديعى است ، گرچه ازباب اداره امور حسبه حتى به دست يك مؤمن غيرفقيهى مىتواند توجيه شود . اما اين شامل امور جزئى است در حالى كه سلطنت پادشاهى اداره امور بزرگ را در اختيار دارد . به هر حال به نظر وى گرچه پادشاه شيعه براساس ديدگاههاى بنيادى شيعه ، صاحب حق امامت نيست ، اما براساس اصل امر به معروف و نهى از منكر ، مىتواند در سطحى پايينتر مشروعيت داشته باشد و نوعى حاكم و امام درجه دوم به حساب آيد . اگر سلطان شيعه تلاش كند تا به دفاع از منافع شيعيان بپردازد ، آيا از اين كارى مهمتر خواهد بود كه به حفظ تشيع بپردازد ؟ « كدام سنّت از اين اعظمتر خواهد بود كه در ثواب شيعيان شريك بودن و اظهار تشيع نمودن و پشتيبان ايشان بودن ، و شيعيان به رفاه حال مشغول بندگى خالق خود بوده ، عرض ايشان و مال ايشان و خون ايشان در امان خدا باشند به سبب ايشان » . در اينصورت است كه مىتوان قيام آنان را براى تصرف پادشاهى از مصداق « رايت ضلال » درآورد و پرچم آنان را « رايت هدايت » ناميد . وى براساس روايتى در روضهء كافى ( ص 158 ) از دو تعبير